جناب حضرت مسلم بن عقیل نماینده و نایت امام حسین بعد از ارسال هجده هزار نامه به امام حسین از طرف کوفیان که همه نامه ها حول دعوت امام حسین به کوفه بود امروز یعنی ششم شوال سال شصت هجری قمری به کوفه وارد شدند . از بدو ورود ایشان عده ای فکر کردند امام آمده و عده ای هم میدانستند که بی وفایشان ثابت شده و امام کسی را فرستاده است که اوضاع را از نزدیک ببیند و گزارشش را برای امام بفرستد .

با وردو مسلم به کوفه همه از او استقبال کردند و مسلم مدت ها با مردم کوفه زندگی کرد تا مطمئن شد که واقعا این مردم امام را می خواهد ، آن وقت بود که مسلم به امام نامه ای نوشت که هر چه سریعتر به کوفه بیایند ، نامه مسلم در حالی به دست امام حسین رسید که حضرت در حال انجام مناسک حج بودند و با رسیدن نامه امام مناسک حج را ترک کردند و راهی به سمت کوفه شدند .

مردم پشت سر جناب مسلم نماز میخواندند و سر اینکه جناب مسلم به خانه کی بیاید دعوا می کردند . به همین روال پیش رفت تا اینکه یزید بن معاویه عبیدالله بن زیاد را حاکم و فرمانروای کوفه کرد . با ورود عبیدالله  مردم از دور مسلم دور شدند یعنی عبیدالله دستور داد که دور شوند و برای کسی که مسلم را بکشد یا دستگیر کند پاداشی در نظر گرفتند . مسلم یار و یاوری نداشت و تنها شد . نامه ای به امام حسین نوشت که نیاید ولی کار از کار گذشته بود و امام و یارانش در راه بودند .

مسلم در خانه پیر زنی پناه گرفته بود که در روز عرفه جای مسلم لو رفت و بین مسلم و هزاران نفر از لشکر عبیدالله و مردم جنگی صورت گرفت که جناب مسلم چنان شجاعانه و قوی نبرد میکرد که این جنگ تا غروب ادامه پیدا کرد . در وصف مسلم گفته اند آنقدر قوی الجثه بوده اند اگر در کربلا حضور داشت حتما یکی از سرداران و پرچم داران امام میبودند . دعوا آنقدر ادامه یافت که مسلم زخمی و تشنه افتاده بود او را دستگیر کردند و به دارالاماره بردند ، عبیدالله ملعون دستور داد تا او را بر بام ببرند و سرش را از بدنش جدا کنند ، بر روی بام دارالاماه نمازی خواند و دعا برای امام حسین و زن و بچه اش که در راه بودند کرد ، سپس طلب آب کردند خون از دهان مبارک به داخل ظرف ریخت ، چند بار چنین شد تا دندان مبارک در ظرف آب افتاد و فرمودند که انگار قسمت نیست که سیراب شود و باید تشنه لب شهید شود . سر مبارک را بریدند طوری که اول سر و سپس بدن به داخل کوچه افتاد . سر مبارکش را بر نیزه کردند و بدنش را در محلی که آشغال های کوفه جمع آوری میشد آویزان کردند تا خوراک حیوانات شود .

این موضوع که عرض کردم هم جنبه آموزش مداحی داره هم مذهبیه . مقتل و مقتل خوانی بسیار مهمه توی بحث آموزش مداحی پس دوستان من این مطالب رو به عنوان مذهبی توی وبلاگم تعریف می کنم ولی دوستان مداح برای آموزش هم به این مطالب رجوع کنن و حتما مطالع کنن . من خیلی خلاصه مباحثی از مقاتل رو بر حسب تاریخ و تقویم اتفاق افتادنش مینویسم که خالی از لطف نیست و میشه گفت بیشتر مطالب مقاتل رو بیان می کنم ، برای مداحان مخصوصا مبتدی استخراج این مطالب از مقتل کمی سخته و تشخیص صحت مقتل هم سخت تره . برای همین فعلا به همین مطالب اکتفا کنید کفایت می کنه .

محرم نزدیکه التماس دعا