با عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن دهه کرامت و میلاد بانو حضرت معصومه و آقا امام رضا

وقتی که سخن به امام رئوف می رسد دهان مهر سکوت میخورد و دلها پرواز به سمت مشهد می کند ، به صحنش که رسید سلام می دهد از سقا خانه اش جرعه ای آب می نوشد و دخیلش را به پنجره فولاد می بندد ، بی تابی طبیعی است همه دوست دارند هر چه زود تر به ضریح زیبایش پنجه بزنند ، حرف زدن لازم نیست آقا در دلها خواسته ها را می خواند .

باز هم جا ماندیم از خیل سفر به کوی شاه خراسان اما دلمان آنجاست ، شنیده ام زیارتش برابر است با هفتاد حج مقبول عجیب است حتی بی معرفت و بدون شناخت هم زیارتش کنی ثواب ها برایت می نویسند . گره گشای همه ی گره های ما ایرانی هاست .

دلتنگی نمیخوام بکنم موقع میلاد حضرته و دلها آکنده از آرزوهایی هست که فقط به دست ضامن آهو باز میشه ، کاش اونایی که الان تو حرمن یه لحظه بگن آقا امام رضا به نیت همه اونایی که دلشون اینجاس ولی باز قسمتشون نشد حاجتشونو بده اونام دلی دارن ! خدایی دارن!!! یا امام رضا حاجت اونا رو بده حاجت منم با لطف و کرم خودته .

گلی باز میشه از گلهای باغ بهشت ، همون گلهایی که سرآمد تموم گلهان . امشب خدا یه گل پسر به امام موسی بن جعفر میده ، همون آقایی که ضمانت آهو رو میکنه تا بچه آهوها گشنگی و تشنگی نکشن بیاین ماهم امروز بگیم امام رضا ما بجز پدر و مادرمون کسی رو نداریم خودت حافظ و نگهدارشون باش . راستی ظهورش دیر شد !!! شاید من هم مقصرم!!! داداشم نگاهتو کنترل کن ، خواهرم چادرتو سرت بکش این چادر حرمت داره به چادر خاکی مادر قسم ف همون چادری که امام حسن با دستای کوچیکش خاک هایی رو که روش نشسته بود پاک میکرد ، حجاب بهترین ارزش هر زنه . چیزایی عجیبی دیدم و شنیدم یارو اعتقاد داره به امام رضا ولی بی چادر میاد تو حرمش ، سختشه چادر بپوشه ، فقط تو حرم نیست خواهرم همیشه چادرتو بپوش و حجابتو حفظ کن ، اگه مروارید از صدف بیرون بیفته هزاران خطر در کمینشه ، خواهرم چادرت ، صدف توهه .

آقا داماد تعریف میکرد دست زنمو گرفتم و ماه عسل گفتم بریم مشهد اون هم موافقت کرد و گفت از شمال بریم ، رسیدیم مشهد دم ورودی صحن ها گفتن باید خانوم چادر سرش کنه دیدم همسرم گفت تو برو زیارت کن بعد بیا من داخل نمیام ، رفتم زیارت کردم بعد اون هم چند بار دیگم رفتم زیارت ولی نیومد حرم و هی میگفت سختمه چادر سرم کنم و بلد نیستم روز آخری دلم شکست و گفتم خانوم میخوام برم برای وداع و آخرین زیارته و کلی خواهش ولی باز نیومد ، تو حرم دل شکسته بودم گفتم امام رضا نمیدونستم اینجوره خودت سر به راهش کن ، راه افتادیم به سمت شمال خیلی فاصله گرفته بودیم نزدیکای نصف روزی فاصله گرفته بودیم خانومم خوابش برده بود دیدم گریان از خواب پرید ، مثل ابر بهار گریه میکرد بین گریه هاش فهمید داره میگه دور بزن برگردیم مشهد ، تا خود مشهد گریه کرد رفتیم زیارت بعد زیارت دیدم آروم شده گفتم چی شد که گفتی برگردیم و اومدی زیارت ؟ گفت امام رضا رو به خواب دیدم که فرمود پشت کردی به حرمم ؟ آهو به من پناه برد ، شتر رو خواستن ذبح کنن به من پناه برد ، اصلا سگ ها هم به من پناه میبرن اونوقت تو ... ، برا همین خجالت کشیدم و رفتم زیارتش ، اون خانوم از اون به بعد چادری شد و حجابش رو رعایت کرد و گفت مهریه و هر چی ازت خواستم رو بهت میبخشم فقط باید خونه و زندگیمون رو بیاری مشهد کنار آقا .

رفقا بی حجابی به خدا یک مریضی هست این خانوم هم شفا داده شده ی امام رضاس . خدایا به حق امام رضا ریشه بی حجابی رو تو ایران و کشورهای اسلامی بخشکان .