همراهان عزیز وبلاگم یه خواهش دارم ازتون که میخوام تنهام نذارین و نشون بدین محبت و عشقتون رو . خدا رو شکر اکثر مخاطبین من بچه های مذهبی هستن و هیچ کسی نیست که تا اسم امام رضا رو بشنوه دلش نلرزه . ما ایرانی ها همه یه جورای با امام رضا خاطراتی داریم . درد دلهایی داریم . حاجت هایی داریم .

متن قشنگی آماده کرده بودم که برای این مطلب بذارم ولی قبلش میگم ، امام رضا باز هم ما رو طلبیده که بریم پابوسش . تابستون همین امسال بود که رفتیم مشهد کلی دعا کردم و قول و قرار گذاشتم با امام رضا ولی باز قولهامو شکستم راستش روی برگشتن ندارم ولی میخوام با دعا ها و دلنوشته های شما برم  دعا برا خودم روم نمیشه بکنم . دعا برای شما ها بکنم .

لطفا نظراتتون رو بذارید تا سلامتون رو به آقای مهربونی ها برسونم .

میخوام برم مشهد ...

اسمش که میاد قلبم میلرزه ... بوی عطر حرم داره از همینجا به مشامم میاد ... صفای پنجره فولاد ... نمای گنبد طلا ...

وای باز من خیالاتی شدم

میخوام اول برم سقا خونه ... کاش سقای دشت کربلا با اون دستای بریدش منو آبم بده ... چه آب خنکی ... بعدش بی هوا میگم سلام بر لب تشنه ی حسین ...

از مشهد رفتم کربلا ... اینه که مگن برات کربلا رو فقط امام رضا میده

میخوام با صدای بلند بخونم

پنجره فولاد رضا           مریضا رو شفا میده              هرکی بره تو حرمش              حاجتشو خدا میده

دلم گرفته ، میخوام روضه حسین رو بخونم یه خرده هم از مادرش بگم .

مادرش که همیشه سفارش میکرد زینب رو که شبا یه خرده آب بالا سر داداش بذار شبا که بیدار میشه نذاری تشنه بمونه ، آخه حسین تو رحم همش فریاد میزد العطش ... مادر جان کربلا بین دو نهر آب تشنه لب سر از تن حسینت جدا کردن . آره تو حرم امام رضا میشه راحت روضه خوند آخه خود امام رضا فرمودند که فرق اربابمون حسین با بقیه شهدا کربلا اینه که بقیه شهدا رو اول کشتن بعد سر از تنشون جدا کردن ولی اربابمو رو زنده بود که سرش رو بریدن .