چند روزیه که مجبور بودم تنها بمونم خیلی تلاش کردم ولی همش توی فکر بودم توی فکر یه گم شده یه چیزای عجیب . هر کاری میکردم توی فکر و خیال نرم نمیشد انگار فقط برای فکر و خیال تنها شده بودم . ما آدما نیاز به تنهایی داریم بعضی وقتا منتها خیلی کم شاید یکی دو ساعت تنهایی بتونه کامل ریکاوریمون بکنه و تا یکسال همنیاز به اینجور تنهایی پیدا نکنیم . خیلی فکر کردم ولی به این نتیجه رسیدم که تنهایی فقط مال خداست . اگه کفر نباشه شاید خدا هم از این تنهایی ناراحته و داره اذیت میشه . به نماز ایستادم ، فکر کردم اگه با یه تنها حرف بزنم هر دومون از تنهایی در میایم . قبلش خیلی نگران و بی حال بودم ولی الان خیلی سبک شدم و خیلی خوشحالم .

تنهام ... خستم ... ولی دیگه ترسی ندارم . چون راحت میتونم با خدام حرف بزنم . تصمیم گرفتم دیگه تا تنها شدم برم با خدا حرف بزنم . یا اصلا چه کاریه اون همیشه تنهاس همیشه باهاش حرف میزنم .

 رفقا نماز یادمون نره . ترویج و تشویق نماز بهترین کاره .

قشنگترین عبادت نمازه ، زیبا ترین حالت بندگی نمازه ، هر حرکت از این نماز چه نشونه هایی داره .

خدا رو تنها نذاریم .