وقتی حرف از عشق میشه همه چیز یادم میره

این پست احتمالا طولانی بشه چون یادم میره چهجور تمومش کنم

امشب اولین شب قدر رمضان 95 ، شام جمعه ، امروز هم که جمعه بود و اونی که مدتاس منتظرشیم نیومد ، از وقتی یادمه همه منتظرش بودن و همه جا حرف از اومدنش بود ، نمیدونم چند ساله منتظرشم ولی من بیست سال از عمرم داره میره و هنوز این انتظار بجاست ، آقا خون به دلمون کردی ، البته اینم بجای اون خونایی که ما به دلت کردیم هرچند ما خیلی بیشتر خون به دلت کردیم ، کی میخوای بیای ؟؟؟ سنگینی غروبای جمعه کی میخواد تموم بشه .

آقا امشب قسمت میدم به فرق شکسته بابا علی ، قرآن سر میگیرم و قسمت میدم به پهلوی شکسته فاطمه ، یا اصلا قسمت میدم به جیگر پاره امام حسن یا اصلا تیر خلاص رو میزنم و قسمت میدم به اون بدن پاره پاره شده حسین ، منم دیگه طاقتشو ندارم بیشتر از این قسم بدم تو هم طاقتشو نداری گوش کنی ، آقا نذاری جمعه بعدی تا این لحظات مونده کاش میومدی !!!!!

نپرس ازم آماده ای یا نه ؟؟؟؟ ترو خدا اذیتم نکن ، من بدم که هنوز برا دیدنت آماده نشدم منی که نمیدونم فردا زندم یا نه هنوز خودمو آماده نکردم

هنوز روم نمیشه و بهت اجازه نمیدم بیای تو زندگی من

من با این همه ادعا اعتراف می کنم هنوز خیلیم مونده تا لایق خاک پا شدنت بشم مولا

منتظر 313 یاری و ........... خاک بر سر من ، به قول طاها اینم شد بزنوشتی برای خودم ، آقا شرمندتم

امشب شب قدره و روزی یکسال ما رو میدن ، میخوام برم توبه کنم بگم خدا غلط کردم ، بگم خدا بین این همه بنده مگه جای منو نداری ؟ میخوام بگم زیر سایه کریمانت مگه من جایی ندارم ؟ نوزده رو دهن بستم و روزی هاتو به خودم حرام کردم تا بتونم بیام بگم خدا غلط کردم ولی هنوزم آماده نشدم ، دلم گریه میخواد ، ناله می خواد ، دلم برا زیر پرچمت تنگ شده

آره آقا عزممو جزم کردم امشب میرم توبه کنم ، سبک بشم ، شاید آماده شدم برا جمعه بعدی ، فقط آقا اینو بدون با همه بدیام به همه گناهام ، عاشقتم و دوستت دارم

تا طولانی تر نشه بقیشو آخر شب میزنم آپ بشه