با سلام و عرض تسلیت به همشهریان زلزله زده و داغ دیده استانم

یک مقدار به عقب برگردیم. صف ماشین هایی که شب تا صبح درب خانه ای به انتظار شفا ایستاده بودند و خدا را فراموش کرده و به غیر خدا دل بستند و به تعبیری برای خدا شریک گرفتند این شب های سرد هم همچنان در خیابان ها به سر می برند. لرزه هایی که لرزه به دلها انداخته و ما رو به یاد خدا انداخته، به یاد اینکه او خدایی است که شریکی ندارد. شفا و درمان درد ها از اوست. افردای که ندانسته صف بستند و برای خدا شریک گرفتند ببینید این روزها را و از یاد خدا غافل نشوید. ادعا نمی کنم که این بلای طبیعی به خاطر یاوه گویی زنی است که ادعای شفا کرده اما می گویم بی ربط و دور نیست از این ماجرا، دور نیست از وضعیت حجاب جامعه، تنها خواهشی که دارم این است که به یاد خدا باشیم و از یاد او غافل نشویم.

راستی مردم استانم شمابرای مرگ حاضر بودید؟مگر نمیشنویم که می گویند مرگ نزدیک است؟ پس چرا هنوز آماده نشده ایم. در آن لحظه ای که زلزله اوج گرفت بی شک همه یادشان افتاد که خیلی کارهای نا تمام دارند که باید انجام بدهند و از خدا مهلت خواستند. اگر دائم به یاد مرگ باشیم دزدی نمی کنیم، حق ملت رو نمیخوریم. پیمانکارهای مسکن مهر بشنوند که مردانی به امید خانه دار شدن تمام سرمایه و طلای زن و بچه هایشان را حراج کردند و سالها پولهایشان خوابید به امید خانه دار شدن اما هنوز تحویل نگرفته که خدا رو شکر تحویل نگرفته بودند، ویران شد. وگرنه آن سرپناهی که در انتظارش بودند قبر خانوادگیشان میشد. پیمانکاران مسکن مهر چه پاسخی دارید؟ شما باید پاسخ بدهید که چرا خانه های با صد ها سال ساخت کوچکترین خسارتی ندیدن ولی مسکن مهری که قرار بود اول ماه تحویل صاحبانشان شود خراب شد؟ آیا شما حاضرید خانواده خود را در آن قبرستانی که ساخته اید جا دهید؟ طرحی که قرار بود خانواده های فقیر را صاحب خانه کند، شما خجالت نکشید که حق این مظلومان را خوردید؟ 

اما درد دیگرم از آن بیمارستانی است که هنوز یک سال از افتتاح آن نگذشته مکانی که باید در مواقع اظطراری و بمب باران نیز خراب نشود با این زمین لرزه فرو ریخت در حالی که ساختمان قدیمی آن خراب نشد. واقعا جای تاسف دارد. اگر این بیمارستان خراب نمیشد مسدومان شهرستان های دیگر را به اینجا که نزدیک بود انتقال می دادند. نیازی نبود تا همدان یا تهران بروند که با جانشان بازی شود. پیمانکاری که دزدی کردی و ساختمانی را بد بنا کردی تو در مرگ این عزیزان شریک هستی. 

بگذار از باز هم خاطرات چند رو قبل را بازگو کنم. ملت شریف ایران اسلامی یادتان رفت که در سفر اربعین مردم استان چگونه موکب زدند و اسکان دادند و با تمام دارایی خود پذیرای شما بودند. امروز این مردم گرفتار بلایی طبیعی شده اند که نیاز به اسکان دارند تا شب های سرد را به صبح برسانند ولی جایی نیست که بتوان به آن پناه برد. آب ها یا قطع است یا آلوده شده و نیاز به غذای گرم دارند. کجایند خیرانی که موکب زدند. شمایی که اربعین در این استان گذر کردید و با احترام استقبال و بدرقه شدید آیا این وظیفه را بر خود نمیبینید که به کمک و یاریشان بشتابید؟ داغ مرزی که باز نشد هنوز تازه است و یادمان نمی رود و مسئولان باید به فکر باشند تا در ماه های آتی نیز این مرز میزبان کاروان های زیارتی باشد. 

درد دل زیاد است و بگذارید یادی کنم از تجاوز هایی که در هر هفته شاهد آن هستیم که با قتل هم به اتمام می رسد. تجاوز به بچه هایی که با معصومیت خود خبر ندارند و در دام افراد سود جو می افتند. این اتفاقات هم بی ربط به زلزله نیست. کاش دلهایمان نیز بلرزد مانند این زمین. 



ببخشید طولانی شد درد دل خیلی بیشتر از ایناس

ممنونم از همه اونایی که به کمک مردم استانم اومدن و هم دردی کردند

گرچه با گفته و اعتراض مردم بود تا این روز عزای عمومی اعلام شود ولی باز هم ممنونیم از ملتی که به داغ مردم شریف کرمانشاه نشستند