۳۶ مطلب با موضوع «دیگر» ثبت شده است

سربازی

سلام دوستان عزیزم

اینجور شروع کنم شاید جالب باشه این شتریه که در همه خونه ها میخوابه، البته برا جوانان ها. اونم فقط پسرها. پسدخترا خیالتون راحت باشه. تو ایران و چند جای دیگه دنیا خدمت سربازی اجباریه حالا مدت کمتر، بعضی جاها دخترام باید خدمت برن. ولی تو ایران میگن خدمت پسر رو مرد میکنه که من قبول ندارم. بیشتر یه سد میبینم تو بهترین دوران زندگی و جوانی که باید به فکر خیلی چیزا بود ولی خدمت مانع میشه. تا دو روز پیش گواهینامم نمیدادن به خدمت نکرده ها که خدا رو شکر اصلاح شد. میری جایی کار کنی میگه کارت پایان خدمت میگی قبل خدمت میخوام کار کنم میگن نمیشه مگه بری کارگری، کارت پایان خدمت رو میگیری میگن حالا سابقه کار بیار یکی نیست بگه مسلمان میخوای کار ندی بهونه نیار و همون فامیلاتو بذار سرکار و آگهی نزن و دل جوان رو نلرزون و امیدوار نکن. حالا اونم بعدا راجبش حرف میزنم.

حالا کار به خوبی و بدی سربازی ندارم چون قانون تو کشور ما و ماهم باید از قوانین پیروی کنیم ولی موندم چرا خیلی از قوانین درست اجرا نمیشن ولی چیزای بد و به ضرر مردم سریع اجرا میشن. مثلا قانون کسر خدمت ایثارگران تغییر کرده ولی اجراش خیلی ضعیفه، یا حقوق بگیر شدن بسیجی ها یا خیلی چیزای دیگه ولی یا اجرایی نمیشن یا اشتباه اجرا میشن ولی قوانینی مثل گران شدن نان هنوز اعلام نشده اجرا میشه یا گران شدن بنزین و... یا اصلا قطع یارانه. بگذریم بریم سر بحث خودمون میبینید آشفته مینویسم چون دلم پره و از بس حرف نزدم دارم میترکم.

همونجور از اسمش پیداس یعنی با سر و جون آدم بازی میکنه. دفاع از کشور سخته و باید هم اینجور باشه ولی همونجور تو پست قبلیم نوشتم همه چیزش با زندگی عادی آدم ها فرق داره. قوانین خودشو داره، نظم خودشو داره، هرکسی مسئولیتی داره و ... شاید من سر در نیارم از خیلی حرکت هاشون ولی خوب قبل از اون نمیشه راجبش حرف زد. از صبح زود بیدار کردنش گرفته تا کم غذا دادنش و اصلا درک میکنن که جوان خارج از توانش هست انجام کاری یا نه! من بحث ها رو میذارم وقتایی که اومدم مرخصی براتون مینویسم از جزییات سربازی. چون به نظر من همه چیزش فرق داره. از دور نگاه کنی بهش میگی خوب حالا چیه مگه همه میرن و ...

پسرا دقت کنن من دوره آموزشی رو افتادم شهید رجایی کرمانشاه، معروفه به سراب نیلوفر، گفته ها حاکی از اینه که این مرکز نیرو برای مرز آموزش میده و اکثرا میشن مرزبان، پسرا میدونن این شاید بدترین نوع و سخت ترین نوع خدمت باشه. نیرو انتظامی کلا سخته، مرزبانی بیشتر.


راستی از گفته هام بد برداشت نشه نه میترسم نه باکی از خدمت دارم فقط واقعا خیلی چیزا برام قبول کردنش سخته. نگران اینم بعد خدمت قراره برگردم و بیکار باشم حرص میخورم. راستی به کارگیری جوان تحصیل کرده جز قوانین ما نیست؟ حالا بگذرد که با مدرک لیسانس برق ما رو دادن مرزبانی و چه ضلمیه ولی خدا حق ما رو بگیره ازشون که آسایش ما رو گرفتن و باید نگران آیندمون باشیم.

دوستان شاید کمتر پست بذارم ولی سعی میکنم هربار که بیام بهتون سر بزنم و پست بذارم. البته شنیدم که هر هفته آخر هفته میایم تو آموزشی پس فعلا جای نگرانی نیست.

  • علی رحمانی پور
  • چهارشنبه ۲۹ آذر ۹۶

مغز

سلام دوستان

امیدوارم حال دلتون خوب باشه و شاد و خرم زندگی کنید.

شاید اینا پست های آخری باشه که میذارم نه اینکه بخوام حذف کنم ها دارم میرم جایی که همه چیزش با زندگی عادی آدم ها فرق داره که اگه دوست دارید بیشتر بدونید پست بعدی رو هم دنبال کنید که بعدا انتشار میدم.

اما درباره مغز باید بگم خیلی هامون نمیدونیم مغز چیه؟ یا تعریف اشتباهی ازش داریم، بعضیامون هم غریزه رو با مغز اشتباه میگیریم. یا بعضی ها که خیلی زرنگ تر از این حرفان میخوان ما رو گول بدن و سرمون شیره بمالن.

ولی خوب متاسفانه باید بگم ما عادت داریم زندگی رو به واسطه غریزه بگذرونیم و از مغزمون که ما رو از حیوان متمایز میکنه استفاده نکنیم. شاید بعضیا بگن چه کاریه زندگی که داره میگذره چرا به مغزمون فشار بیاریم. یا میگن حیفه این مغز دست بخور بذار همون آکبند بمونه. شایدم فکر میکنن دارن از مغزشون استفاده میکنن. یه مثال ساده بزنم مثلا یه ماشین حساب مهندسی پیشرفته گرفته باشی که جبر و احتمال و معادله های چند مجهولی حل کنه و نتیجش رو روی نمودار هم نشون بده ولی با این ماشین حساب بیای جدول ضرب حساب کنی، آره واقعا خیلی خنده داره حالا مهندسا میدونن اون ماشین حساب چهجوریه و چهجور استفاده میشه. اون ماشین حسابم ساخت دست خودمونه که از مغز افرادی که فکر میکنن بیرون اومده و دقیقا حال مغز بعضی ها رو داره با یه چیزای عادی که فکر میکنن دارن از مغزشون استفاده میکنن. تا حالا شده پیش خودتون فکر بکنید دانشمندان چهجور تونستند هم از فیزیک حرف بزنن هم از ریاضی و هم از شیمی و هم از نجوم؟؟؟!!!!!! واقعیتش اینه که اگه از مغزکار کشید این چیز عجیبی نیست فقط یه مقدار فکر میخواد و پرورش دادن مغز. یارو میخواد وزنه بلند کنه تا قبلش حسابی تمرین نکرده باشه که نمیتون، مغز هم به تمرین نیاز داره.

حالا قسمت جالب تر اینه که بعضیا فکر میکنن که مغز فقط برا درس خوندن کاربرد داره والا درس که تموم بشه یه چیز بیخودیه. در صورتی که اینجور نیست و باید در لحظه به لحظه زندگی از مغزمون استفاده کنیم. حالا جالبه اینو بگم که بعضیامون نمیدونیم مغزمون دستوری که میده درسته یا غلط که این بحث زیادی داره ولی باید بگم اگه یاد بگیریم درست از مغزمون تو همه کارامون استفاده کنیم دیگه مشکلی برامون پیش نمیاد و راه بهتر رو میریم اگه به غریزه گوش ندیم. بعضیا فکر میکنن سیاست هایی که به کار میدن از روی مغز فعالشونه در صورتی که دروغ یا نه ببخشید همون سیاست ربطی به مغز نداره بلکه انقد تمرین شده روی سیاست بازی که قوی شده.


پ.ن: دوستان درست و حسابی بازدید کنید و بخونید. نزدیک 500 نفر دنبال کننده هستید زشته به خدا بازدید کم باشه. لطفا فعال بلشید مام سعی می کنیم که به روز باشیم و مطالب جالبی قرار بدیم و خلاصه که تلاش داریم خلاصه باشه ولی خوب نمیشه خخخخ

پ.ن: حتما پست بعدی رو هم دنبال کنید خیلی منتظرتون هستم.

  • علی رحمانی پور
  • سه شنبه ۲۸ آذر ۹۶

شکستن سکوتی که با شکستن گسل های زمین همراه بود

با سلام و عرض تسلیت به همشهریان زلزله زده و داغ دیده استانم

یک مقدار به عقب برگردیم. صف ماشین هایی که شب تا صبح درب خانه ای به انتظار شفا ایستاده بودند و خدا را فراموش کرده و به غیر خدا دل بستند و به تعبیری برای خدا شریک گرفتند این شب های سرد هم همچنان در خیابان ها به سر می برند. لرزه هایی که لرزه به دلها انداخته و ما رو به یاد خدا انداخته، به یاد اینکه او خدایی است که شریکی ندارد. شفا و درمان درد ها از اوست. افردای که ندانسته صف بستند و برای خدا شریک گرفتند ببینید این روزها را و از یاد خدا غافل نشوید. ادعا نمی کنم که این بلای طبیعی به خاطر یاوه گویی زنی است که ادعای شفا کرده اما می گویم بی ربط و دور نیست از این ماجرا، دور نیست از وضعیت حجاب جامعه، تنها خواهشی که دارم این است که به یاد خدا باشیم و از یاد او غافل نشویم.

راستی مردم استانم شمابرای مرگ حاضر بودید؟مگر نمیشنویم که می گویند مرگ نزدیک است؟ پس چرا هنوز آماده نشده ایم. در آن لحظه ای که زلزله اوج گرفت بی شک همه یادشان افتاد که خیلی کارهای نا تمام دارند که باید انجام بدهند و از خدا مهلت خواستند. اگر دائم به یاد مرگ باشیم دزدی نمی کنیم، حق ملت رو نمیخوریم. پیمانکارهای مسکن مهر بشنوند که مردانی به امید خانه دار شدن تمام سرمایه و طلای زن و بچه هایشان را حراج کردند و سالها پولهایشان خوابید به امید خانه دار شدن اما هنوز تحویل نگرفته که خدا رو شکر تحویل نگرفته بودند، ویران شد. وگرنه آن سرپناهی که در انتظارش بودند قبر خانوادگیشان میشد. پیمانکاران مسکن مهر چه پاسخی دارید؟ شما باید پاسخ بدهید که چرا خانه های با صد ها سال ساخت کوچکترین خسارتی ندیدن ولی مسکن مهری که قرار بود اول ماه تحویل صاحبانشان شود خراب شد؟ آیا شما حاضرید خانواده خود را در آن قبرستانی که ساخته اید جا دهید؟ طرحی که قرار بود خانواده های فقیر را صاحب خانه کند، شما خجالت نکشید که حق این مظلومان را خوردید؟ 

اما درد دیگرم از آن بیمارستانی است که هنوز یک سال از افتتاح آن نگذشته مکانی که باید در مواقع اظطراری و بمب باران نیز خراب نشود با این زمین لرزه فرو ریخت در حالی که ساختمان قدیمی آن خراب نشد. واقعا جای تاسف دارد. اگر این بیمارستان خراب نمیشد مسدومان شهرستان های دیگر را به اینجا که نزدیک بود انتقال می دادند. نیازی نبود تا همدان یا تهران بروند که با جانشان بازی شود. پیمانکاری که دزدی کردی و ساختمانی را بد بنا کردی تو در مرگ این عزیزان شریک هستی. 

بگذار از باز هم خاطرات چند رو قبل را بازگو کنم. ملت شریف ایران اسلامی یادتان رفت که در سفر اربعین مردم استان چگونه موکب زدند و اسکان دادند و با تمام دارایی خود پذیرای شما بودند. امروز این مردم گرفتار بلایی طبیعی شده اند که نیاز به اسکان دارند تا شب های سرد را به صبح برسانند ولی جایی نیست که بتوان به آن پناه برد. آب ها یا قطع است یا آلوده شده و نیاز به غذای گرم دارند. کجایند خیرانی که موکب زدند. شمایی که اربعین در این استان گذر کردید و با احترام استقبال و بدرقه شدید آیا این وظیفه را بر خود نمیبینید که به کمک و یاریشان بشتابید؟ داغ مرزی که باز نشد هنوز تازه است و یادمان نمی رود و مسئولان باید به فکر باشند تا در ماه های آتی نیز این مرز میزبان کاروان های زیارتی باشد. 

درد دل زیاد است و بگذارید یادی کنم از تجاوز هایی که در هر هفته شاهد آن هستیم که با قتل هم به اتمام می رسد. تجاوز به بچه هایی که با معصومیت خود خبر ندارند و در دام افراد سود جو می افتند. این اتفاقات هم بی ربط به زلزله نیست. کاش دلهایمان نیز بلرزد مانند این زمین. 



ببخشید طولانی شد درد دل خیلی بیشتر از ایناس

ممنونم از همه اونایی که به کمک مردم استانم اومدن و هم دردی کردند

گرچه با گفته و اعتراض مردم بود تا این روز عزای عمومی اعلام شود ولی باز هم ممنونیم از ملتی که به داغ مردم شریف کرمانشاه نشستند

  • علی رحمانی پور
  • سه شنبه ۲۳ آبان ۹۶

تعجب زده شدم واقعا وبلاگ برتر 95 شدم

سلام

دوستان عزیزم خوبید

تازه امروز داشتم نظرات شما دوستان رو میخوندم دیدم پیام تبریک فرستادید که وبلاگ برتر شدم. واقعا خودم تعجب زده فقط تشکر کردم و رفتم تو بیان دیدم اه واقعا وبلاگ برتر سال 95 شدم. 

از همینجا از شما دوستان و همراهان عزیز که باعث شدید با همراهی و نظر لطفتون وبلاگمون برتر بشه تشکر میکنمو ممنونم از اینکه همراهان خوبیمثل شما دارم. 

همچنین تبریک میگم به 99 وبلاگ دیگه ای که جز 100 وبلاگ برتر بیان شدن. شاید نتونم به همتون شخصا پیام بدم ولی اینجا به همتون تبریک میگم.


بازم از همراهیتون تشکر میکنم. انشاالله باهمراهی شما مطالب بهتر و وبلاگ پر ثمرتری رو ارائه بدیم.

  • علی رحمانی پور
  • دوشنبه ۲۷ شهریور ۹۶

گذر عمر

سلام دوستان عزیزم

خوب هستید ؟

شاید خیلی کم پیش بیاد که ما به گذر عمر فکر کنیم . انسان احساس می کنه همیشه جاودان میمونه و اتفاق و حادثه برای دیگرانه نه برای او . حالا این حس بعضی وقتا خوبه مثلا امید به زندگی رو زیاد می کنه تا تلاش کنیم به اهدافمون برسیم . اما بعضی وقتام خوب نیست مثلا اینکه همیشه کارهامون رو به بعدا میندازیم و میگیم فعلا وقت زیاده . بعدا این کار رو انجام میدیم .

نباید از این غافل شد که عمر میگذره و خیلی سریع هم میگذره .

بعضی وقتا باید جوری فکر کرد که همیشه هستیم ولی بعضی وقتام برعکس باید فکر کنیم احتمال داره یک لحظه دیگر هم زنده نباشیم .





پ.ن: شنیدین میگن دعا برای کسی بکنید دعاتون مستجاب میشه . برا خواسته دلم دعا کنید. براتون دعا می کنم . 

  • علی رحمانی پور
  • سه شنبه ۲۰ تیر ۹۶

بیکاری

دوست من سلام

هم دانشجویی های من سلام

هم کاران من سلام

امروز من و تو همکار هستیم و هر دو بیکار هستیم .

اگر روزی من هم سرکار بروم تو را و مشکلات را فراموش خواهم کرد .

امروز خوب حال تو را درک می کنم و می دانم چه مشکلات و گرفتاری و دلواپسی و سختی هایی را تحمل می کنی . امروز می دانم که بیکاری از هر چیزی سخت تر است .

ولی خیالت راحت اگر من هم بیکار نبودم تو را درک نمی کردم و فکری به حال تو نمی کردم .



پ.ن : بیکاری یکی از فاجعه های جامعس ، شخص بیکار خطرناک ترین شخص روی زمینه ، هر جور میخواد برداشت بشه مهم نیست ولی من میگم بیکار از معتاد خطرناک تره ، از داعش خطرناک تره .

  • علی رحمانی پور
  • دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶

روز زن ، مادر و عید باستانی

روز زن و مادر که مصادفه با سالروز میلاد حضرت زهرا یکی از خجسته ترین روزهاست ، اون روزی که خداوند دختر پاکی به پیامبر داد و گفت تو رو از ابتری در آوردم و ادامه نسل تو رو با دخترت قرار داده ام ، ولی امسال این شادمانی توام شده با عید باستانی نوروز و بوی بهار می آید . فردا سالی دیگر آغاز می شود و بد نیست مروری کنیم به اعمال و رفتارمان و کارهایی که در سالی که رو اتمام است انجام داده ایم .

روز زن رو به تمام زنانی که راه حضرت زهرا رو ادامه میدن و عید نوروز رو به تمام ایرانیان عزیز تبریک و تهنیت عرض می کنم .

  • علی رحمانی پور
  • يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵

روزگار

نمی توان با آن جنگید
نمی توان آنرا نادیده گرفت
هر سازی بزند مجبوری برقصی
امید هست ، ولی کم شده
با هر تلاشی و زحمتی نمی توان به خواسته ات رسید
بی عدالتی بی داد می کند
چرخش روزگار است
باکی نیست



پ.ن :
تا بهار 96 احتمالا نیستم
  • علی رحمانی پور
  • پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵

آغاز دوباره

بعضی وقتا باید از اول شروع کرد .

شروعی دوباره ...

خیلی حرفه ها

مخصوصا برای ما جوان ها

زندگی به بن بست نمیرسه ولی بعضی وقتا دیگه مجبوری دور بزنی و قسمتی از راه رفته زندگیتو برگردی و دوباره بریش ، شاید به موفقیت و خواستت برسی



پ . ن : من برگشتم

اگه بازدیدا خوب باشه این چند مدت که هستم پستای خوبی میذارم .

سایتم خلوت شده و خیلی از همراهان رفتن . ولی من هنوز دنبالشون می کنم .

ممنون که موندید .

  • علی رحمانی پور
  • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵

معذرت می خوام

سلام

من رفتن و اومدنم معلوم نیست و یه باره میرم و یه باره برمیگردم . از این بی برنامگی من خسته نشید و ناراحت نشید .

چند وقتیه مشغولم و گرفتارم .

از طرفی ایام محرم هم اومد و رفت ولی نتونستم پست بذارم . الان بهتون تسلیت میگم . اما مباحثی رو میخواستم ارائه بدم در رابطه با این موضوع که متاسفانه نشد . ولی سعیم بر اینه که یه سری کتاب مفید و معتبر معرفی کنم .

از اینکه همچنان همراه ما هستید سپاس گذارم .

  • علی رحمانی پور
  • سه شنبه ۱۱ آبان ۹۵

بخاطر چی

سلام دوستان

از صبح که بیدار میشیم شروع میکنیم به کار و زندگی و سخت کار میکنیم ، حتی کار های جزیی زندگی و بعضی وقتا انقدر مشغول کار میشیم که حتی از زندگی هم میفتیم ، فشار ذهنی و هزار جور گرفتاری که نمیدونم از کجا میان ، نمیدونم فقط من اینجورم یا همه اینجورن !!!!

واقعا برام سوال پیش اومده برای چی و بخاطر چی این همه گرفتاریم و کار داریم ، کارهایی که بعضی وقت انگیزشو داری ولی بخاطر کارای دیگه باید عقب بیفته ، واقعا عجیبه ، ما انسان ها خودمونم از کار خودمون سر در نمیاریم ، حالا فرض کن یه موجود دیگه بیاد و روی اعمال ما تحقیق کنه .

دیروز خوش گذشت ، کلاش کار داشتم ولی بخوام بگم کارامو همش میشن چهار تا ولی کلی مشغله فکری داشتم .

  • علی رحمانی پور
  • چهارشنبه ۱۰ شهریور ۹۵

استرس

سلام

استرس طبیعیه ؟؟؟

چرا ما انسان ها برای انجام کار هامون استرس داریم ؟؟؟ یا بیخواب میشیم ، یا ترس داریم که کارها درست پیش نره ، یا هر جور دیگه که نشانه استرسه !!! واقعا روی احساسات خیلی بحث ها میشه ارئه کرد ، خیلی کارها با اینکه نتیجشو میدونیم ولی باز استرس میگیردمون و یه حالی میشیم ، هر چقدر اون عمل برامون مهم تر باشه بیشتر استرس داریم . حالا با این وجود این احساسات رو دوست دارم . چون کل زندگی آدمی روی احساساته .

بعضی وقتا باید سنجیده عمل بشه

بچه های وبلاگی خبری شد بهتون میگم و احوال این مدتم رو احتمالا شرح بدم .

  • علی رحمانی پور
  • جمعه ۵ شهریور ۹۵

حال خوبم دوام نداشت

با عرض سلام

نمیدونم چرا اینجوریه ، حال بدمون با دوام و حال خوبمون بی دوامه ، چرا همیشه باید بعد خوشی برامون غم بیاد ولی همیشه بعد غم شادی نمیاد !!! چه قانونیه ، چه عذابیه !

خوشی به ما نمیاد ، شادی هم این روزا پارتی میخواد ! حس آدما چقدر متفاوته ، یه روز احساس خوشبختی و چیزی ازش نگذشته احساس بدبختی می کنیم ، شادیم طولی نکشید و انقد گرفتار شدم بعدش که مجال پست گذاشتنم ازم بریده بود .




+ این هم یکی دیگه از خیلی متفاوت ترین پستامه ، تا حالا پست غمگین نذاشته بودم و دوست هم نداشتم ولی خوب

++ شاید امروز اتفاقی بیفته که حال بد چند روزم بهتر بشه شایدم بر عکس اتفاقی بیفته که بدتر بشه . بعضی وقتی اینجور شرایطی پیش میاد .

+++ به احساساتمون اگه بیشتر توجه کنیم میفهمیم که ما ، مخصوصا ایرانی ها ، چقدر احساساتی هستیم و احساسات لطیفی داریم .

++++ توی غم اول یاد امام حسین میفتم چون اولین غمی که شنیدم بوده و اولین بار براش گریه کردم و بعد یاد امام زمان میفتم  میگم اگه اون بیاد همه چیز حل میشه ، دعا برای ظهور یادتون نره ، امشب شب جمعس و فردا روز موعود .

التماس دعا

  • علی رحمانی پور
  • پنجشنبه ۴ شهریور ۹۵

حس و حالی خوب

سلام خدمت دوستان عزیز

همه ما به نحوی اینجوریم که بعضی وقتا حس و حال خیلی خوبی داریم و از روحیه خوبی برخورداریم

اتفاقاتی که توی زندگی میفته و برامون خوشاینده ولو به اینکه امری بدیهیه و باید اتفاق هم بیفته اما وقتی اتفاق میفته یه حس خوشی بهمون دست میده ، شاید این همون غریزه حیوانی باشه ولی به نظر من غریزه هم باشه قشنگه . چون حال خوبی به آدم میده ، زندگی مشکلات خودشو داره شایدم زیاد باشه مشکلاتش ولی زیبایی هایی هم که داره غیر قابل انکاره ، عشق توی زندگی زیبایی خودشو داره که حتی بزرگا هم گفتن عشق زمینی ما رو به عشق الهی میرسونه ، کلا اتفاقاتی که میفته باعث تغییر حالمون هست .



+ این پست شاید متفاوت ترین پست وبلاگم باشه ، برای همین آرزو میکنم همه حس و حالی خوب داشته باشن ، چند وقته حس و حال خوبی دارم و کمتر میام وب چون این اتفاقای زندگیم وقتمو پر کردن ، نیومدن به وب شاید برای مشکلات باشه ولی نه بیشتر بخاطر مشغله هاییه که این حس خوبم بهم میده ، پس خیره . ممنون از دوستایی که نگران شدن و جویای احوال . من مطالعه می کنم وباتون رو ولی نمیرسم کامنت بذارم برای این موضوع ببخشید .

  • علی رحمانی پور
  • دوشنبه ۱ شهریور ۹۵

نمره به اعمالمون

اعمال انسان شامل خوبی ها و بدی هایی میشه که یک چیزیه بین خودمون و خدامون

اما اینجا بازم خواهش داریم به اعمال خودتون نمره بدین بازم از 0 تا 20 و میخوام نتیجه این نمره ها رو توی پست بعدیم بیارم پس لطفا همکاری کنید .



پ.ن : از این پست به بعد فونت مطالب تغییر میکنه به خاطر نظر یکی از دوستان

  • علی رحمانی پور
  • پنجشنبه ۱۴ مرداد ۹۵
این وبلاگ به عنوان وبلاگ شخصی و مرجع من فعالیت میکنه و در زمینه های مهندسی برق قدرت ، مذهبی ، سیاسی ، مداحی ، خانواده و آندروید مطالبی رو در دسترس شما قرار می دهیم که کاملا بر اساس عقاید و نظرات شخصی بنده می باشد و برای اصلاح فرهنگ و فرهنگ سازی درست راه اندازی شده ، شاید دست و پا شکسته یا اشتباه هم باشند که می توانید در صورت مشاهده هر گونه اشتباهی ما رو با خبر کنید و درست اون رو بگید تا مطلب رو اصلاح یا حذف کنم ، انشالله این وبلاگم مورد توجه و تایید شما قرار بگیره .
بنده دانشجوی مهندسی برق قدرت می باشم که من کرمانشاهی و شهرستان اسلام آباد غرب هستم و در بابل مشغول تحصیل هستم برای همین به سوالات شما هم پاسخ می دهم و اگر نیازی بود مطالبی در باره دانشگاه و برق می گذارم .
لطفا نظرات ، انتقادات و پیشنهاد هاتون و برای ما ارسال کنید یا با قسمت تماس با من ، راههای ارتباطی و یا بعد از هر مطلب نظرتون رو راجب اون مطلب بیان کنید . نظر دادن برای هر مطلب بسیار ساده می باشه و زیاد وقتتون رو نمیگیره ولی در عین حال بسیار موثر و مهمه .
بنا به نظرات دوستان عزیز تصاویری که قبلا با مطالب ارائه میدادم چون حجمشون بالا بود و سرعت سایت رو پایین میاورد رو انتقال دادم به قسمت گالری که میتونید تصاویر رو اونجا ببینید .
با تشکر مدیریت وبلاگ علی رحمانی پور
موضوعات
کلمات کلیدی